هواي اينجا كثيفه
آسمون پر از كلاغه
نميشه اومد تو كوچه
هوا تابستونه،داغه
كسي حرف خوب نداره
بگه با همسايه هاشون
متلك ورد زبونه
همه كره خر الاغه
يكي سگ ميشه و واق واق
مي كنه پاچه مي گيره
يكي تلخ و زهر ماره
ميگه ميوهْ يه باغه
توي اين آلودگي ها
جا واسه فرشته ها نيس
جاي پروانهْ عاشق
هميشه روي چراغه
اين روزا همه زرنگن
كلاه همو مي دزدن
قصهْ مردم اينجا
قصهْ روبا و زاغه
توي خونه مون نشستن
خيلي بهتره به قرآن
ببينيم اين آخر سر
كيه كه سوخته دماغه
سلام به همهْ دوستاي عزيزي كه به من سر زدن و تو اين مدت كه نبودم تنهام نذاشتن دلم مي خوات يه بار ديگه توي اين دنياي مجازي باشم و فعاليت كنم اما راستش خجالت مي كشم آخه دختراي كنگي هيچ وقت از اين كارا نمي كردن مي ترسم گناه كرده باشم مي ترسم اوني رو كه دوستش دارم برنجونم آخه اون همه چيز منه در ضمن بايد به همه دوستاي خوبم بگم كه من يه عذر خواهي به همه تون بدهكارم نه به خاطر غيبتم به خاطر اينكه بهتون راست نگفته بودم ولي از اين به بعد مي خوام با همه صادق باشم مي دونين مي ترسيدم شناخته بشم به خاطر همين به شما گفته بودم سيزده سالمه در حالي كه من الان دارم پيش دانشگاهيمو تموم مي كنم قصد ادامه تحصيلم ندارم چون اوني كه دوسش دارم راضي نيست معلم عزيزمو هم خيلي دوس دارم هموني كه باعث شد من دوباره به زندگي نگاهي تازه داشته باشم آخه خيلي وقت بود مرده بودم ولي ديگه مي خوام زنده باشم زندگي تازه مي خوام گل تازه شعر نو عشق پرآوازه مي خوام.منتظر نظراي دوستاي نازنينم هستم.