تبليغاتX
مهتاب دختر کنگ
زیباترین احساسات دخترانه’ من

پاييز فصل برگ ريزان است

فصل رنجش درختان است

تو حياط خاكي خونه ما

يه دونه لوز و يه زامردان است

يادمه بچه بوديم

زير اون درخت لوز

تو به من گفتي بيا

يه دونه لوز رسيده ان است

اما تا چوب گرفتيم مادرم ناله كنان

گفت اين كودك بد شيطان است

ديگه تو نيومدي خونه ما

چشم من به را تو گريان است

حالا باز پاييزه و

خونه مون لخته و اون درخت پير

يه دونه لوز رسيده داره،اويزان است

نمياي تو رو خدا

دل من تنگه برات

وقت اومدن الان است

تقديم به همه اونايي كه از بچگي يه نفرو دوس دارن و شايدم هيچ وقت بهش نرسن.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 12:53  توسط مهتاب  | 

يكي را دوست مي دارم ولي افسوس او هرگز نمي داند

نگاهش مي كنم شايد بخواند از نگاه من كه او را دوست مي دارم ولي افسوس او هرگز نگاهم را نمي خواند.

منم و مدرسه و خانم معلم

شنبه روز بديه

تكليف مدرسه و مشق رياضي

نميگن واسه چيه

واي كه از درس علوم

اينقده بدم مياد

كرم خاكي مرغ يك پا

عنكبوت آبيه

من يكي رو دوس دارم

نميشه اسمش بگم

ولي تو قلب كوچيكم

هميشه جاش خاليه

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 21:8  توسط مهتاب  | 

زندگی همش شکل گل و جوونه س

زندگی همش حرفای عاشقونه س

این جدایی ها قصه ی روزگاره

زندگی هنوز خوشگلی هاشو داره

ای عزیزای دلم یه روزی ایوون از پرستوها پر میشه باز

ای عزیزای دلم یه روزی سبزه رو باغچه ها چادر میشه باز

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 4:2  توسط مهتاب  | 

اين روزا خيلي دلم تنگه.خيلي غمگينم.واژهايي كه بتونه احساسمو بيان كنه تو ذهن خسته م پيدا نمي كنم

همين روزاس كه خلوت تنهايي مو بشكنم و فرياد بزنم

من مي خوام زنده باشم.زندگي تازه مي خوام

گل تازه شعر نو عشق پر آوازه مي خوام

من به بالا پريدن عادت ديرينه دارم

اونيكه همسفرم عاشق پروازه مي خوام.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 22:57  توسط مهتاب  |